halat-scheherazade.eu
halat Scheherazade halat شهرزاد
شهرزاد حالة شهرزاد حالة

Chahrazed Шехерезада Shéhérazade 셰에라자드 Shahrazād シェヘラザー Sjeherasad Szeherezada Xerazade Șeherezada Šeherezada Şehrazad Chahrazed Шехерезада Shéhérazade 셰 에 라자드 شهرزادシェヘラザーSjeherasad Szeherezada Xerazade Şeherezada Šeherezada Şehrazad

بکارت زن. این زن زیبایی است.halat-scheherazade.eu این زن زرق و برق.
This woman has beauty. این زن زیبایی است. This woman has glamour. این زن زرق و برق.
This is the same woman, a halat virgin. این همان زن، باکره halat است.

When she was girl child and adolescent this woman was patient enough to know how to work on her moral, psychological and physical beauty to become top apple ( Reason # 8: Be patient, know how to become top apple. ) Therefore she is out of reach for those men who get the rotten apples from the ground that aren't so good but easy. هنگامی که او دختر کودک و نوجوان بود این زن به اندازه کافی بیمار بداند که چگونه به کار بر روی زیبایی های اخلاقی، روانی و جسمی خود را برای تبدیل شدن به اپل بالا بود ( علت # 8: صبور باشید، می دانید که چگونه برای تبدیل شدن به اپل بالا ) بنابراین او از است رسیدن برای کسانی که مردانی که دریافت سیب فاسد از زمین وجود دارند که آنقدر خوب است اما آسان نیست. She knows that men are like apples on trees too, the best ones who wait for the right woman are on the top of the tree. او می داند که مردان مانند سیب بر روی درخت بیش از حد، بهترین آنهایی که برای زن راست صبر کنید در بالای درخت می باشد. She is brave enough to climb all the way to the top of the tree because she values quality. او به اندازه کافی شجاع به صعود تمام راه را به بالای درخت چرا که او ارزش کیفیت است. She is not afraid of falling down because she is secured with a three strand laid rope depicting moral, psychological, and physical integrity of each human person. She cannot compete with someone else's more evident beauty though. او ترس از سقوط چرا که او با سه رشته طناب گذاشته به تصویر می کشد تمامیت اخلاقی، روانی، و جسمی هر فرد انسان امن نیست. او نمی تواند با شخص دیگری زیبایی بیشتر مشهود رقابت هر چند.

But she could beat all competitors beauty if she had glamour. اما او می تواند تمام رقبای زیبایی ضرب و شتم اگر او زرق و برق بود.

She wants to offer her virginity to her future husband and establish a happy family. او می خواهد به ارائه بکارت او را به شوهر آینده اش و ایجاد یک خانواده شاد. But what if her physical beauty vanishes, trace by trace, in the course of passing years, consecutive pregnancies, the baby weaning and all those regular and sometimes exorbitant problems with health, money, accidents etc. of everyday life in the family. اما اگر زیبایی فیزیکی او ناپدید، ردیابی توسط ردیابی، در این دوره از عبور سال، بارداری متوالی، نوزاد از شیر گرفتن و تمام کسانی که مشکلات به طور منظم و گاهی اوقات گزاف با سلامت، پول، حوادث و غیره از زندگی روزمره در خانواده است. What if the beloved man, her husband, the one to whom she offered her virginity, and who is the father of her children, suddenly gives up his high moral standards and decides to abandon her and his children because of falling in love with someone else. اگر مرد محبوب، شوهرش، یکی به او ارائه بکارت خود را، و کسی که پدر فرزندان او است، به طور ناگهانی می دهد تا استانداردهای بالای اخلاقی خود و تصمیم می گیرد به او و فرزندان او به دلیل سقوط در عشق با شخص دیگری رها . With someone resembling her when she was young. با کسی شبیه او هنگامی که او جوان بود. She cannot compete with someone else's beauty anymore. او نمی تواند با زیبایی شخص دیگری رقابت دیگر.

But she could beat all competitors beauty if she had glamour. اما او می تواند تمام رقبای زیبایی ضرب و شتم اگر او زرق و برق بود.

Work on your personal growth to have glamour. کار بر روی رشد شخصی خود را به زرق و برق.
Scheherazade had glamour. شهرزاد زرق و برق بود. Now is your turn. در حال حاضر به نوبه خود شما است.

لذت بردن از شادی
click to enjoy joy کلیک کنید برای لذت بردن از شادی

Integration of humanity with genuine respect ادغام بشریت را با احترام واقعی
for moral, psychological, and physical integrity of each human person? برای تمامیت اخلاقی، روانی، و جسمی هر فرد انسان؟
Yes. بله.
The halat Scheherazade Virgin School halat شهرزاد مدرسه ویرجین
teaches motivation, knowledge, and skills می آموزد انگیزه، دانش، و مهارت
how to build a successful marriage to live a happy life, چگونه برای ساخت یک ازدواج موفق به یک زندگی شاد،
physically ended amog a crowd of از لحاظ جسمی amog جمعیت به پایان رسید
children, grandchildren and great-grandchildren, فرزندان، نوه ها و بزرگ نوه،
all of them recommending your immortal soul to merciful God's judgement. همه آنها توصیه روح جاودانه خود را به قضاوت مهربان خدا.


کتاب هزار و یک شب
14th century Arabic manuscript from Syria in the Bibliotheque Nationale in Paris قرن 14 نسخه خطی عربی از سوریه در ملی کتابخانه در پاریس
One of the old copies, or maybe the oldest of the book One Thousand and One Nights in Arabic, یکی از نسخه های قدیمی، و یا شاید قدیمی ترین کتاب هزار و یک شب به زبان عربی،
traces its roots to Syria, preserved in the National Library in Paris, France آثار ریشه های آن به سوریه، حفظ در کتابخانه ملی در پاریس، فرانسه
العربية: احدى النسخ القديمة أو ربما الأقدم لكتاب الف ليلة و ليلة بالعربية, تعود جذورها الى سورية محفوظة في المكتبة الوطنية في باريس,فرنسا العربية: احدى النسخ القديمة أو ربما الأقدم لكتاب الف ليلة و ليلة بالعربية، تعود جذورها الى سورية محفوظة في المكتبة الوطنية في باريس، فرنسا

The Book of the One Thousand and One Nights کتاب هزار و یک شب
(Arabic: كتاب ألف ليلة وليلة‎ - kitāb 'alf layla wa-layla; Persian: هزار و یک شب - Hezār-o yek šab) (عربی: كتاب ألف ليلة وليلة - کتاب 'ALF لیلا لیلة. فارسی: هزار و یک شب - هزار درجه یک و یک ساب)
is a collection of stories collected over many centuries آیا مجموعه ای از داستان های جمع آوری بیش از قرن ها
by various authors, translators and scholars in various countries. توسط نویسندگان مختلف، مترجمان و پژوهشگران در کشورهای مختلف.
more بیش
ریچارد برتون هزار شب و یک شب صفحه آلف Laylah WA Laylah 24

A Plain and Literal Translation of the Arabian Nights' Entertainments, Now Entitled دشت و تحت اللفظی ترجمه سرگرمی شبهای عربی "، در حال حاضر تحت عنوان

The Book of The کتاب
Thousand Nights and a Night . هزار شب و یک شب.

With Introduction Explanatory Notes on the Manners and Customs of Moslem Men and a Terminal Essay upon the History of the Nights. با مقدمه توضیحی نکاتی در مورد آداب و رسوم مسلمان مرد و یک مقاله ترمینال بر تاریخچه از شب.

Translated and edited ترجمه و ویرایش

by Richard Francis Burton . توسط ریچارد فرانسیس برتون .

First edition of 1885 - 8 in ten volumes. چاپ اول سال 1885 8 - ده جلد است.
Supplemental edition in six volumes نسخه تکمیلی در شش جلد
bound in seven parts. محدود در هفت بخش است.
Printed by the Burton Club For Private Subscribers Only. چاپ توسط باشگاه برتون برای مشترکین خصوصی فقط.

فلما سمعت ابنة الوزير مقالة أبيها قالت له: لا بد من ذلك فجهزها وطلع إلى الملك شهريار وكانت قد أوصت أختها الصغيرة وقالت لها: إذا توجهت إلى الملك أرسلت أطلبك فإذا جئت عندي ورأيت الملك قضى حاجته مني قولي يا أختي حدثينا حديثًا غريبًا نقطع به السهر وأنا أحدثك حديثًا يكون فيه الخلاص إن شاء الله. فلما سمعت ابنة الوزير مقالة أبيها قالت له: لا بد من ذلك فجهزها وطلع إلى الملك شهريار وكانت قد أوصت أختها الصغيرة وقالت لها: إذا توجهت إلى الملك أرسلت أطلبك فإذا جئت عندي ورأيت الملك قضى حاجته مني قولي يا أختي حدثينا حديثا غريبا نقطع به السهر وأنا أحدثك حديثا يكون فيه الخلاص إن شاء الله.
ثم أن أباها الوزير طلع بها إلى الملك فلما رآه فرح وقال: أتيت بحاجتي فقال: نعم فلما أراد أن يدخل عليها بكت فقال لها: ما بك فقالت: أيها الملك إن لي أختًا صغيرة أريد أن أودعها فأرسلها الملك إليها فجاءت إلى أختها وعانقتها وجلست تحت السرير فقام الملك وأخذ بكارتها ثم جلسوا يتحدثون فقالت لها أختها الصغيرة: بالله عليك يا أختي حدثينا حديثًا نقطع به سهر ليلتنا فقالت: حبًا وكرامة إن أذن الملك المهذب فلما سمع ذلك الكلام وكان به قلق ففرح بسماع الحديث. ثم أن أباها الوزير طلع بها إلى الملك فلما رآه فرح وقال: أتيت بحاجتي فقال: نعم فلما أراد أن يدخل عليها بكت فقال لها: ما بك فقالت: أيها الملك إن لي أختا صغيرة أريد أن أودعها فأرسلها الملك إليها فجاءت إلى أختها وعانقتها وجلست تحت السرير فقام الملك وأخذ بكارتها ثم جلسوا يتحدثون فقالت لها أختها الصغيرة: بالله عليك يا أختي حدثينا حديثا نقطع به سهر ليلتنا فقالت: حبا وكرامة إن أذن الملك المهذب فلما سمع ذلك الكلام وكان به قلق ففرح بسماع الحديث.
ألف ليلة وليل ة الف ليلة وليل ه

ریچارد برتون هزار شب و یک شب صفحه آلف Laylah WA Laylah 24
Alf Laylah wa Laylah آلف Laylah WA Laylah
page 24 صفحه 24

the better to speed our waking hours.' بهتر است برای سرعت ساعت بیداری ما است. " And I will tell thee a tale which shall be our deliverance, if so Allah please, and which shall turn the King from his bloodthirsty custom." Dunyazade answered "With love and gladness." و من تو را یک داستان که باید نجات ما باشد از سفارشی تشنه به خون خود بگویید، اگر چنین است خدا لطفا، و که باید به نوبه خود پادشاه است. "Dunyazade جواب داد:" با عشق و خوشحالی. "

So when it was night, their father the Wazir carried Scheherazade to the King, who was gladdened at the sight and asked, "Hast thou brought me my need?" بنابراین، هنگامی که آن شب بود، پدر خود را وزیر شهرزاد انجام به شاه، که در نزد gladdened شد و پرسید، "مرا آورده نیاز من؟" And he answered, "I have." و او جواب داد: "من." But when the King took her to his bed and fell to toying with her and wished to go in to her, she wept, which made him ask, "What aileth thee?" اما زمانی که پادشاه او را به تخت خود را در زمان و سقوط به toying با او و آرزو برای رفتن به او، او گریه، که او را بپرسید، "چه تو aileth؟" She replied, "O King of the Age, I have a younger sister, and lief would I take leave of her this night before I see the dawn." او جواب داد: "ای پادشاه از سن، من یک خواهر جوان تر، و باور می توانم درخواست مرخصی از او این شب قبل از من طلوع را ببینید." So he sent at once for Dunyazade and she came and kissed the ground between his hands, when he permitted her to take her seat near the foot of the couch. بنابراین او در یک بار برای Dunyazade فرستاده و او آمد و زمین را بوسید بین دست خود را، هنگامی که او را اجازه را به صندلی خود در نزدیکی پای نیمکت. Then the King arose and did away with his bride's maidenhead and the three fell asleep. سپس پادشاه به وجود آمد و دور با پرده بکارت عروس خود را انجام داد و سه خوابش برد.
But when it was midnight Scheherazade awoke and signaled to her sister Dunyazade, who sat up and said, "Allah upon thee, O my sister, recite to us some new story, delightsome and delectable, wherewith to while away the waking hours of our latter night." اما وقتی آن را نیمه شب شهرزاد از خواب بیدار شد و نشانه های به خواهر او Dunyazade، که شنبه و گفت، "خدا بر تو، ای خواهر من، تلاوت به ما برخی از داستان جدید، بسیار دلپسند و لذیذ، ان را به در حالی که دور ساعت بیداری از دوم ما شب. " "With joy and goodly gree," answered Scheherazade, "if this pious and auspicious King permit me." "با شادی و gree نیکو،" پاسخ شهرزاد، "اگر این پادشاه مومن و فرخنده اجازه من." "Tell on," quoth the King, who chanced to be sleepless and restless and therefore was pleased with the prospect of hearing her story. "بگو در،" quoth کینگ، که شانس به بی خوابی و بی قرار و در نتیجه با چشم انداز از شنیدن داستان او خوشحال بود. So Scheherazade rejoiced, and thus, on the first night of the Thousand Nights and a Night, she began her recitations... more بنابراین شهرزاد شاد، و در نتیجه، در شب اول از هزار شب و یک شب، او شروع به قرائت او ... تر



Die Erzählungen der 1001 Nacht aus Tunesien مردن Erzählungen DER 1001 Nacht AUS Tunesien
Arabische Erzählungen Arabische Erzählungen
Deutsch دویچ
von فون
Max. حداکثر. Habicht, Habicht،
Fr. چاپی H. von der Hagen H. فون DER هاگن
und UND
Carl Schall کارل اسکال

The Wroclaw/Habicht edition of The Book of the One Thousand and One Nights was published in 1825–1838 in Arabic in 8 volumes. نسخه ها Wroclaw / Habicht از کتاب هزار و یک شب در 1825â € "1838 به زبان عربی در 8 جلد منتشر شده است. Christian Maxmilian Habicht (born in Wroclaw, Silesia, Poland, 1775, in that time seized by Prussia and called Breslau) collaborated with the Tunisian Murad Al-Najjar and created this edition containing 1001 stories. مسیحی Maxmilian Habicht (متولد در Wroclaw، Silesia، لهستان، 1775، در آن زمان ضبط شده توسط پروس و نام برسلاو) با تونس مراد النجار همکاری و این نسخه حاوی 1001 داستان ایجاد شده است. Using versions of The Nights, tales from Al-Najjar, and other stories from unknown origins Habicht published his version in Arabic and German. با استفاده از نسخه های از شب، داستان های از النجار، و داستانهای دیگر از منشاء ناشناخته Habicht نسخه خود را به زبان عربی و آلمانی منتشر شده است. Four additional volumes by Habicht in 1842–1843. چهار جلد اضافی توسط Habicht در 1842â € "1843.

(...) The next attempt at an Arabic Nights was made by Maximilian Habicht in his Breslau edition (8 vols., 1825-1838); (...) تلاش بعدی در شب عربی توسط ماکسیمیلیان Habicht در نسخه برسلاو خود ساخته شده بود (8 جلد، 1825-1838). continued by Fleischer, 4 vols., 1842-1843). توسط فلایشر، 4 جلد ادامه داد.، 1842-1843). Of this edition it is difficult to speak with patience, for Habicht wilfully created a literary myth and enormously confused the history of the Nights. از این نسخه آن را دشوار است به صبر صحبت می کنند، برای Habicht عمدا ایجاد یک اسطوره ادبی و فوق العاده تاریخ شب اشتباه گرفته شود. On his title page he put: “Nach einer Handschrift aus Tunis†and he had no Tunisian MS.; در صفحه عنوان او قرار داده: â € œNach einer Handschrift AUS Tunisâ € و او هیچ MS تونس به حال؛ nor is there any evidence that a Tunisian recension of the Nights ever existed. و نه هیچ شواهدی وجود دارد که تجدید چاپ تونس از شب تا کنون وجود داشته است. Out of many stories in Arabic which had come to him from many sources he constructed a new recension of the Nights much in the same way that he had constructed his translation described above. از داستان های بسیاری در زبان عربی که از منابع مختلف به او آمده بود او تجدید چاپ جدید از شب های زیادی را در راه همان است که او ترجمه خود را در بالا توضیح داده ساخته شده بود ساخته شده است. The best that can be said for him is that he gave his MSS. بهترین است که می تواند برای او گفت که او به MSS خود. verbatim without any attempt at correction. کلمه به کلمه و بدون هر گونه تلاش در اصلاح. His texts are therefore vulgar in the exact sense. متون خود را در نتیجه به معنای دقیق آن مبتذل هستند. Almost all other texts have been grammatically and lexicographically “improved†by learned shaikhs. تقریبا تمام متون دیگر گرامر و lexicographically â € œimprovedâ € توسط shaikhs آموخته بوده است. The best texts in his recension are derived, but indirectly, from the Galland MS. بهترین متون در تجدید چاپ او مشتق شده است، اما به طور غیر مستقیم، از گالان MS. For details see the present writer’s article on Habicht’s Recension in JRAS, for July 1909, p. برای جزئیات بیشتر writerâ حاضر € ™ ثانیه مقاله در Habichtâ € ™ ثانیه تجدید چاپ در JRAS، برای جولای 1909، ص. 685-704, and Classification, cited above, p. 685-704، و طبقه بندی، ذکر شده در بالا، ص. 314—317. 314â € "317. (,,,) The alleged “Tunisian†manuscript, tales of which in addition to texts from Galland and other sources were used as the basis of the Arabic edition (and subsequent German translation) by German scholar Maximilian Habicht, turned out to be a wilful mystification prepared by the Tunisian Jew Mordecai b. (،،،) ادعا مقاله € œTunisianâ €، داستان های که علاوه بر متون از گالان و دیگر منابع به عنوان اساس نسخه عربی (و پس از آن ترجمه آلمانی) توسط دانشمند آلمانی ماکسیمیلیان Habicht مورد استفاده قرار گرفت، معلوم شد که رازوارگی عمدی تهیه شده توسط تونس یهودی مردخای ب. al-NajjÄ r. آل NajjÄ R. (...) (...)
The Encyclopaedia of Islam, Supplement (Leiden, 1938), 17-21: Alf laila wa-laila (MacDonald) دایرة المعارف اسلام، و مکمل های غذایی (لیدن، 1938)، 17-21: آلف لیلا WA-لیلا (مک دونالد)


The above discribed wilful fraud is a matter of history of Polish Silesia discribed بالا تقلب عمدی یک ماده از تاریخ است لهستانی سیلسیا
having had taken a wrong turn until the year 1945. داشتن یک به نوبه خود اشتباه تا سال 1945 گرفته شده بود.
لهستان Wroclaw در ایستگاه اصلی راه آهن، مسجد با مناره شکل منحصر به فرد
Poland Wroclaw Main Railway Station, mosque with minarets unique shape لهستان Wroclaw در ایستگاه اصلی راه آهن، مسجد با مناره شکل منحصر به فرد
The new millennium developments offfer brand new opportunities تحولات هزاره جدید offfer فرصت با نام تجاری جدید
to build up intercultural cooperation under the auspices برای ایجاد همکاری بین فرهنگی تحت نظارت
of Scheherazade as community role model از شهرزاد به عنوان مدل نقش جامعه
of the importance equal to the Slavic virgin از اهمیت مساوی به باکره اسلاوی
dressed in green holding a wreath in her raised hand. لباس پوشیدن و در سبز برگزاری یک تاج گل ​​در دست مطرح او.
 


halat حمام Sleza تن 42 کیلومتر S از Wroclaw، Silesia، لهستان

halat hamam Sleza Mt 42 kms S Wroclaw, Silesia, Poland halat حمام Sleza تن 42 کیلومتر S از Wroclaw، Silesia، لهستان

 


The Ancient Wisdom of the East خرد باستانی از شرق
read below به عنوان خوانده شده زیر
 




کتاب هزار شب و یک شب جلد سوم

THE BOOK OF THE THOUSAND NIGHTS AND ONE NIGHT کتاب هزار شب و یک شب

RENDERED INTO ENGLISH FROM ارائه به زبان انگلیسی از
THE LITERAL AND COMPLETE FRENCH TRANSLATION OF DR JC MARDRUS ترجمه فرانسوی تحت اللفظی و کامل DR JC MARDRUS
BY POWYS MATHERS توسط POWYS مترز

Volume III جلد سوم

THE STRANGE TALE OF THE MIRROR OF VIRGINS عجیب و غریب داستان آینه باکره

(...) (...)

[Old Man of the Isles]: but I ask for something in exchange.' [پیرمرد از جزایر]: اما من چیزی در ازای بپرسید. 'As Allah lives, my lord, all that is mine is yours,' answered Zain, 'and I include myself in saying all that is mine.' 'به عنوان خدا زندگی می کند، پروردگار من، همه که از آن من است مال شما است،' پاسخ زین، و من خودم شامل در گفت همه که مال من است. " 'But what I ask is not an easy thing, my child,' returned the old man with a smile. اما آنچه که من می پرسند این است چیزی که آسان، فرزند من نیست، "پیرمرد با لبخند برگشت. 'I do not think that you will ever be able to find it…. "من فکر نمی کنم که شما تا به حال قادر به پیدا کردن آن خواهد شد .... I require you to bring me a girl of fifteen who is at once beautiful and a virgin.' من نیاز شما به من یک دختر پانزده که در یک بار زیبا و باکره به ارمغان بیاورد. "

'If that is all you wish, my lord,' cried Zain, 'the thing is easy. 'در صورتی که همه شما می خواهید، پروردگار من،' گریه زین، 'چیزی آسان است. There is nothing commoner in our land than beautiful virgins of fifteen. است اشرافی هیچ چیز در زمین ما از باکره زیبا از پانزده وجود دارد. 'At this the old man laughed so heartily that he fell over on his backside; 'در این پیر مرد تا صمیمانه که او بر روی پشت خود سقوط کرد خندید. when he had a little recovered from his mirth, he said: 'Are they so easily found?' زمانی که او به حال کمی بهبود از نشاط خود را، او گفت: "آیا آنها به راحتی یافت؟ 'I can bring you ten such,' answered Zain. 'من می توانم شما را ده مانند،' پاسخ زین. 'I have already had hundreds of such girls in my palace and much enjoyed depriving them of their quality.' 'من در حال حاضر صدها نفر از جمله دختران در کاخ من به حال و بسیار محروم کردن آنها از کیفیت آنها لذت می برد. " The old man laughed again and then said with a most pitying glance: 'My child, what I demand is so rare that no one has been able to satisfy me yet. پیر مرد دوباره خندید و سپس با یک ترین نگاه دلسوزی نسبت به گفت: "فرزند من، آنچه که من تقاضا است بنابراین نادر است که هیچ کس نتوانسته است به من برآورده هنوز بوده است. If you thought that the girls you had were virgins, you were the more mistaken. اگر شما فکر می کنید که دختران شما تا به حال باکره بود، شما اشتباه بود. Women have a thousand ways of creating belief in a maidenhead which is not there; زنان هزار راه برای ایجاد باور به بکری است که وجود دارد نیست؛ they have fooled the greatest tumblers of all time. آنها بزرگترین تمبلرس در تمام دوران فریب خورده اند. As I see that you know nothing about such things, I will furnish you with a certain means of testing a girl's state, without her knowledge, without touching her, without undressing her. همانطور که من می بینم که شما می دانید چیزی در مورد چنین چیزهایی، من شما را با یک وسیله خاص از تست دولت یک دختر، بدون اطلاع او، بدون دست زدن به او ارائه، بدون آوردن لباس به شیوه او. This is important, as the virgin I want must never have been handled by a male or shown those parts of herself to the eye of man.' این مهم است، به عنوان باکره من می خواهم هرگز نباید توسط یک مرد به کار گرفته شده است و یا نشان داده شده است آن قسمت از خودش به چشم انسان. "

'By Allah, he is mad!' 'به خدا سوگند، او دیوانه است! " said Zain to himself. زین گفت به خود. 'If it is as difficult to tell a maiden as he pretends, how can it be done without seeing or touching?' اگر آن را به عنوان مشکل است به قبل از ازدواج بگویید به عنوان او وانمود، چگونه می توانید آن را بدون دیدن یا لمس کردن انجام می شود؟ ' He reflected for quite a while, and then cried: 'I see it now! او برای مدتی منعکس شده است، و پس از آن گریه: "من در حال حاضر آن را ببینید! I will be able to tell them by their smell.' من قادر به آنها بگویید با بوی خود خواهد بود. " 'Virginity has no smell,' answered the old man smiling. 'بکارت بدون بو،' پاسخ پیرمرد لبخند بر لب. 'By looking them straight in the eye, then,' cried Zain again. 'با نگاه آنها را مستقیم در چشم، پس از آن، دوباره گریه زین. 'An eye has no virginity,' said the old man.'How then am I to tell, my lord?' 'چشم ندارد بکارت، گفت: man.'How قدیمی و سپس من برای گفتن، پروردگار من؟' asked Zain, and the other answered: 'That is just what I have promised to show you. خواسته زین، و از سوی دیگر پاسخ داد: "این است که فقط به آنچه من وعده داده اند به شما نشان دهد. 'He then disappeared from their eyes and returned in a moment carrying a mirror in his hands. او سپس از چشم خود ناپدید شد و در یک لحظه انجام یک آینه در دست خود بازگشت. 'O Zain,' said he, 'I ought to tell you that it is impossible for a simple man to know whether a woman is pierced or a virgin; 'O زین،' گفت که او، "من باید به شما بگویم که غیر ممکن است برای یک مرد ساده بدانند که آیا یک زن است سوراخ یا باکره. that is a knowledge belonging only to Allah or His Elect. که یک دانش متعلق فقط به خدا یا منتخب خود است. As I cannot pass on my skill in this matter, I give you a mirror, which is a surer judge than any human. همانطور که من نمی تواند بر مهارت من در این زمینه تصویب، من به شما یک آینه است که یک قاضی مسلم تری است نسبت به هر انسان می دهد. When you find a girl of fifteen, whose beauty is perfect and whom you either suppose or have been told to be a virgin, look in this mirror and you will see her naked image. هنگامی که شما پیدا کردن یک دختر پانزده، که زیبایی کامل است و آنها شما یا فرض کنید یا گفته شده است به یک باکره، در این آینه نگاه کنید و شما تصویر برهنه خود را ببینید. Have no fear of gazing upon it, for only a direct glance from man destroys virginity. هیچ ترس از نگاه بر آن، تنها یک نگاه مستقیم از مرد از بین می برد بکارت. If the girl be not a virgin, her history will appear to you great and yawning like a gulf, and the mirror become stained as with fog. اگر دختر باشد باکره نیست، تاریخ خود را به شما بزرگ و خمیازه کشیدن مثل یک خلیج ظاهر خواهد شد، و آینه تبدیل به عنوان با مه رنگ آمیزی. But if Allah has kept the child's maidenhead, the thing will seem no larger than a peeled almond , and the mirror remain pure and untarnished.' اما اگر خدا پرده بکارت کودک نگه داشته است، چیزی که به نظر می رسد هیچ بزرگتر از یک بادام پوست کنده، و آینه خالص و untarnished باقی می ماند. "

پرده بکارت مانند بادام پوست کنده

hymen like a peeled almond پرده بکارت مانند بادام پوست کنده

(...) (...)

Thus spake the old woman in her ignorance of the mirror, and set out confidently to haunt the roads and avenues of her experience. چنین گفت زن قدیمی در جهل او از آینه، و مجموعه ای از اطمینان به امد و شد زیاد جاده ها و راه های تجربه او. She lost no time in bringing a first choice of fifteen-year-old girls to Mubarak's palace, and led them in one by one, covered in veils and modestly casting down their eyes, to the hall where Zain and Mubarak sat with the mirror. او هیچ وقت در آوردن یک انتخاب اول دختران پانزده ساله به کاخ مبارک را از دست داده، و آنها را در یک به یک به رهبری، تحت پوشش در حجاب و به میزان متوسطی ریخته گری پایین چشم خود، به سالن که در آن زین و مبارک با آینه نشسته. If you had seen all those lowered eyes, candid faces, and little shy figures, you could not have doubted the purity of any; اگر تمام کسانی که چشم را کاهش، چهره پرده، و چهره خجالتی کمی شما را دیده بود، شما نمی تواند خلوص هر شک اند. but none of these things deceived the mirror. اما هیچ یک از این چیزها آینه فریب. Zain looked in the glass each time that a girl passed before him, and her reflection appeared naked to his eyes. زین در شیشه ای نگاه کرد و هر بار که یک دختر قبل از او گذشت، و بازتاب خود را به چشم خود برهنه ظاهر شد. Every part of her body was visible; هر بخشی از بدن او قابل مشاهده بود. each detail of her little history was thrown into relief as if it had been presented to him in a casket of diaphanous crystal. هر یک از جزئیات از تاریخ کمی خود را به تسکین پرتاب شد که اگر آن را به او در یک تابوت بلور شفاف ارائه شده است. As each girl passed, poor Zain was far from finding a tiny object like a peeled almond ; همانطور که هر دختر به تصویب رسید، فقیر زین دور از پیدا کردن یک شی کوچک مانند یک بادام پوست کنده بود. it astounded him to think into what gulfs his unaided judgment might have thrown the unfortunate Old Man of the Isles. آن او شگفت زده به چه gulfs قضاوت بدون پشتوانه خود فکر می کنم ممکن است مایه تاسف است پیرمرد از جزایر پرتاب می شود. As he did not wish to bring shame on any by discovering that which Allah had hidden, he never told the old woman the cause of his dissatisfaction, but contented himself with wiping the fog off the mirror. همانطور که او نمی خواست را شرم بر هر کشف که خدا پنهان کرده بود، او پیر زن گفت هرگز علت نارضایتی خود را، اما خود را با پاک کردن مه کردن آینه قانع. Spurred by the hope of gain and not in the least discouraged by her first failure, the old woman brought a second choice, a third and a fourth and a fifth; موجب شده توسط امید به دست آوردن و نه در حداقل دلسرد شده توسط اولین شکست خود را، زن قدیمی به ارمغان آورد انتخاب دوم، یک سوم و یک چهارم و یک پنجم. but the result was always the same. اما نتیجه همیشه همان بود. Multitudes and multitudes of Egyptian intimacies you saw, O Zain, of Coptish intimacies, of Nubian, Abyssinian, and Sudanese; انبوه و انبوه از intimacies مصر شما را دیدم، O زین، از intimacies Coptish، از اهل کشور نوبی یا حبشه، مربوط به کشور حبش، و سودان. of Moroccan intimacies, of Arab and Badawi; از intimacies مراکش، از بدوی عرب و. intimacies of girls in every way beautiful and delightful; intimacies از دختران در هر راه زیبا و لذت بخش. but never one that looked at all like a peeled almond ! اما هرگز که در همه مانند یک بادام پوست کنده نگاه!

After this disappointment the Prince and Mubarak journeyed into Syria and hired a magnificent palace in the fairest quarter of Damascus. پس از این ناامیدی شاهزاده و مبارک سفر به سوریه و استخدام کاخ با شکوه در سه ماهه منصفانهترین دمشق. Mubarak entered into negotiation with all the old women whose business was with marriage and the like; مبارک به مذاکره با تمام زنان مسن که کسب و کار با ازدواج و مانند آن بود وارد. and these old women, on their part, entered into negotiation with every kind of little girl, tall and short, Mussulman, Jew, and Christian. و این زنان قدیمی، به نوبه خود، به مذاکره با هر نوع دختر کوچک، بلند و کوتاه، مسلمان، یهودی و مسیحی وارد شده است. Knowing nothing of the magic mirror, they confidently brought their candidates into the hall where Zain waited; دانستن هیچ چیزی از سحر و جادو آینه، آنها با اطمینان نامزدها را به داخل سالن که در آن زین منتظر آورده. but, for all their modest mien, unsullied looks, quick blushing cheeks, and fifteen years, the Syrians were no more successful than the Egyptians. اما، برای همه قیافه خود را متواضعانه، به نظر می رسد پاک، گونه سرخ شدن سریع، و پانزده سال، سوریه هیچ موفق تر از مصریان بودند. The old women were obliged to retire one after the other, trailing their noses to the ground. زنان مسن بازنشسته یکی پس از دیگری موظف شدند، فرار بینی خود را به زمین.

پرده بکارت مانند بادام پوست کنده

hymen like a peeled almond پرده بکارت مانند بادام پوست کنده

(...) (...)

'Then said Prince Zain: 'My object is marriage, O venerable sheikh. سپس گفت: شاهزاده زین: 'شی من ازدواج، O شیخ محترم است. I want to find a girl of fifteen at once entirely beautiful and quite a virgin. من می خواهم به پیدا کردن یک دختر پانزده در یک بار به طور کامل زیبا و کاملا باکره. Her beauty must be without its equal among the youth of her time and her maidenhead past cavil, both within and without. زیبایی او باید بدون در میان جوانان از زمان او و پرده بکارت او گذشته عیب جویی کردن برابر آن، هر دو در داخل و بدون شود. I came to Baghdad to find such a one, after having searched in Egypt and Syria without success.' من به بغداد آمد برای پیدا کردن چنین یک، پس از در مصر و سوریه بدون موفقیت جستجو. 'Such things are rare and very difficult to find,' said the Imam. 'چنین چیزهایی نادر و برای پیدا کردن بسیار دشوار است، گفت: امام. 'If Allah had not set me in your path, your stay would have been endless and the old women would have spent their time in vain, But I know exactly where such a pearl may be found; 'اگر خدا بود من در مسیر خود را تنظیم نشده، اقامت خود را می توانست بی پایان است و زنان مسن می شده اند وقت خود را بیهوده صرف، اما من می دانم که دقیقا همان جایی که چنین مروارید ممکن است در بر داشت. I will tell you, if you will allow me.'Zain and Mubarak both smiled at this. من به شما بگویم، اگر شما اجازه خواهد داد که me.'Zain و مبارک هر دو لبخند زد در این. 'O holy Imam,' said the former, 'are you sure of the virginity of the girl you mention? 'O امام مقدس، گفت: سابق،' آیا شما مطمئن از بکارت از دختر اشاره کردید؟ And if so, how are you sure? و اگر چنین است، چگونه شما مطمئن هستید؟ If you have seen that thing in the girl, she is no longer a virgin in my sense; اگر شما را دیده اند که چیزی در دختر، او دیگر باکره در احساس من. for true virginity resides as much in keeping the seal invisible as in keeping it unbroken.' برای بکارت واقعی ساکن به عنوان های زیادی را در نگه داشتن مهر و موم نامرئی عنوان در نگه داشتن آن ناگسستنی. 'Indeed, I have not seen it myself,' answered the Imam, 'but I will cut off my right hand if it be not as I say. 'در واقع، من آن را دیده نمی خودم،' پاسخ امام، 'اما من قطع دست راست من اگر آن را به عنوان من می گویم نه. Also, my lord, how can you or any man be certain before the marriage night ?' همچنین، پروردگار من، چگونه می تواند به شما و یا هر مرد قبل از شب ازدواج خاص باشد؟ ' 'That is easy,' said Zain, 'I have but to look at her for one moment, dressed and veiled.' 'که آسان است، گفت: زین،' من اما در نگاه او برای یک لحظه، لباس و حجاب. Out of respect for his host the Imam did not wish to laugh, but he answered: 'Our master must be more than ordinarily skilled in the science of reading faces, if he can determine the virginity of a strange girl by regarding her through her veil.' از احترام به میزبان خود امام نمیخواستند به خنده، اما او پاسخ داد: "استاد ما باید بیش از معمول در علم چهره خواندن ماهر باشد، اگر او می تواند بکارت از دختر عجیب و غریب با توجه خود را از طریق حجاب خود را تعیین . ' 'Yet it is as I say,' retorted Zain. 'با این حال از آن است که من می گویند، "جواب زین. 'If it be possible, let me see the girl; 'اگر ممکن باشد، اجازه دهید من دختر را ببینید. I will reward your services at their just value.' من خدمات خود را در ارزش فقط خود پاداش. 'I hear and I obey!' 'من می شنوم و من اطاعت!' replied the Imam and at once set out upon his quest. پاسخ داد: امام و در یک بار از بر تلاش خود را تنظیم کنید.

Abu Bakr had told the truth when he said that he knew of a girl who would meet the Prince's requirement. ابوبکر حقیقت گفته بود زمانی که او گفت که او از یک دختر که مورد نیاز شاهزاده را ملاقات می دانستند. She was the daughter of the chief of the Imams of Baghdad; او دختر رئیس ائمه بغداد بود. her father had brought her up far from the eyes of men, in simple seclusion as the Book commands. پدرش او را به دور از چشم مردان آورده بود تا، در انزوا ساده به عنوان کتاب دستورات. She had blossomed like a flower in his home, having never looked upon ugliness. او مانند یک گل در خانه اش شکوفا شده بود، داشتن هرگز به زشتی نگاه کرد. She was white and elegant, she had come without flaw from the mould of beauty; او سفید و ظریف بود، او بدون نقص از قالب زیبایی آمده بود. her eyes were black, her little hands and feet were fragments of the moon. چشم خود را سیاه و سفید، دست ها و پاها کمی او قطعاتی از ماه بودند. She had all the grace of a circle on one side and of a straight line on the other; او تا به حال همه به لطف یک دایره در یک طرف و از یک خط مستقیم از سوی دیگر. but that which lay between her columns, having never been seen, cannot be described. اما این که بین ستون خود را دراز، داشتن هرگز دیده نشده، نمی تواند توصیف شود. Perhaps the mirror, by Allah's aid, may be able to tell us of it in the future. شاید آینه، توسط کمک خدا، ممکن است قادر به ما از آن بگویید در آینده است. Abu Bakr made his way to the house of his chief and, after the usual greetings, made him a long speech, sprinkled with texts, on the advisability of marrying little girls as soon as they were ripe. ابوبکر راه خود را به خانه اصلی خود ساخته شده و پس از سلام معمول، او ساخته شده یک سخنرانی طولانی، پاشیده با متون، در مطلوبیت چیزی بخاطرسودمندی ان از ازدواج دختران کوچک به محض رسیده بودند. He explained the whole situation, and thus concluded: 'This amir is noble, rich, and generous, ready to pay any dowry. او توضیح داد که کل موقعیت، و در نتیجه به این نتیجه رسیدند: "این امیر نجیب، غنی، و سخاوتمند است، آماده پرداخت هر جهیزیه. He makes only one condition: that he shall first look upon the child for a moment when she is dressed and veiled and covered with the izar.' او باعث می شود تنها یک شرط: که او برای اولین بار باید به کودک نگاه برای لحظه ای که او لباس و حجاب و پوشش داده شده با izar. The girl's father reflected for an hour, and then said: 'I see no objection.' پدر دختر منعکس برای یک ساعت، و سپس گفت: "من هیچ اعتراضی را ببینید" He called his wife, and said to her: 'O mother of Latifah, rise up now and take our daughter and walk with her behind Abu Bakr, our good son; او به نام همسر او، و به او گفت: «ای مادر لطیفه، برخاستن در حال حاضر و دختر ما را و راه رفتن با او در پشت ابوبکر، پسر خوب ما. for he will lead you to a palace where Fate awaits the child. برای او شما را به یک قصر که در آن سرنوشت در انتظار کودک منجر شود. (…) The wife of the sheikh of the Imams veiled herself and sought her daughter, saying: 'O Latifah, your father wishes you to see the streets for the first time to-day.' (...) همسر شیخ از ائمه خود حجاب و به دنبال دخترش، گفت: ". O لطیفه، پدر خود را به شما مایل به دیدن خیابان برای اولین بار به روز ' When she had combed and dressed the child, she went out with her and followed ten paces behind Abu Bakr to the palace, where Zain and Mubarak waited in the reception hall. هنگامی که او خار بود و لباس کودک، او را با او رفت و ده قدم پشت ابوبکر به دنبال به کاخ، که در آن زین و مبارک در سالن پذیرایی منتظر.

O Latifah, you went in with wide dark eyes, astonished above their little veil. O لطیفه، شما در با چشمان تاریک رفت، شگفت زده بالا حجاب کمی خود را. You had never seen a man, save your venerable father, and you did not lower your eyes, for you knew not false modesty or false shame, or any of those false things by which girls learn to take the hearts of men. شما یک مرد دیده بود هرگز، نجات پدر محترم خود را، و شما چشم خود را پایین تر نیست، برای شما نباشد تواضع دروغین و یا شرم نادرست، و یا هر یک از کسانی که همه چیز غلط است که توسط آن دختران یاد بگیرند را به قلب مردان می دانست. You were shy, but you looked straight forth with your black eyes, so that Zain's reason fled from him. شما خجالتی بود، اما شما مستقیما جلو با چشمان سیاه و سفید خود را نگاه کرد، به طوری که دلیل زین فرار از او. He had never seen even the shadow of your beauty among the women of his palace or among the girls of Egypt and Syria. او حتی سایه زیبایی خود را در میان زنان از کاخ خود و یا در میان دختران از مصر و سوریه دیده می شود هرگز. The reflection of you showed naked in the mirror and he could see, nestled like a little white dove between your thighs, a miracle sealed with the unbroken seal of Sulaiman (upon whom be prayer and peace!). بازتاب شما در آینه برهنه نشان داد و او می تواند، واقع مانند یک کبوتر سفید کمی بین ران خود را، یک معجزه مهر و موم شده با مهر و موم ناگسستنی سلیمان (بر آنها دعای و صلح!). He looked and rejoiced, O Latifah, for it had in every way the appearance of a peeled almond . او نگاه کرد و شاد، O لطیفه، برای آن در هر راه به حال ظاهر یک بادام پوست کنده. Glory be to Allah, Who keeps the keys of every treasure for His Faithful! منزه است خدا، چه کسی کلید هر گنج برای خود وفادار نگه می دارد است!

پرده بکارت مانند بادام پوست کنده

hymen like a peeled almond پرده بکارت مانند بادام پوست کنده

(...) (...)





Catholic Sisters and Muslim Sisters خواهران کاتولیک و خواهران مسلمان
Sisters United خواهران متحده
الاخوات الكاثوليك و الاخوات المسلمات الاخوات الكاثوليك و الاخوات المسلمات
الاخوات المتحد الاخوات المتحد
al-Akhawat al-Kathulik wa al-Akhawat al-Muslimat آل Akhawat آل Kathulik WA آل Akhawat آل Muslimat
al-Akhawat al-Muttahida آل Akhawat آل متحده
here اینجا


نرم افزار انتخاب آگاهانه، توسط افراد بالغ
Pro choice informed, by mature persons نرم افزار انتخاب آگاهانه، توسط افراد بالغ


halat Scheherazade English
halat Scheherazade Arabic
halat Scheherazade Persian
halat Scheherazade Urdu
halat Scheherazade Turkish
halat Scheherazade Indonesian
halat Scheherazade Malay
halat Scheherazade Javanese
halat Scheherazade Bengali



تنگ تر شما رشته پیچ و تاب، بهتر است طناب خواهد با هم بمانند. تمامیت اخلاقی، روانی، و جسمی هر فرد انسانی به تصویر کشیده به عنوان یک سه رشته طناب گذاشته نیز به عنوان یک plain- یا طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه گذاشته می دانم.

The tighter you twist the strands, the better the rope will stay together. تنگ تر شما رشته پیچ و تاب، بهتر است طناب خواهد با هم بمانند.
Moral, psychological, and physical integrity of each human person تمامیت اخلاقی، روانی، و جسمی هر فرد انسان
depicted as a three strand laid rope also know as a plain- or hawser-laid. به تصویر کشیده به عنوان یک سه رشته طناب گذاشته نیز به عنوان یک plain- یا طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه گذاشته می دانم.


اخلاقی، روانی، جسمانی بقا تعیین

Your integrity will keep you alive for ever. یکپارچگی خود را به شما برای همیشه زنده نگه خواهد داشت.
Identity integrity determines survival. یکپارچگی هویت بقا تعیین می کند.
Take care of your integrity or you will get lost in life. مراقبت از تمامیت خود را و یا شما را در زندگی از دست داده.

Those who corrupt your moral values کسانی که فاسد ارزش های اخلاقی خود را
want to steal your soul and flesh. می خواهم به سرقت تن و روح خود را.

Those who undermine your moral values کسانی که ارزش های اخلاقی خود را تضعیف
want to take away your freedom. می خواهم به دور آزادی خود را.

Those who reward you for giving up your integrity کسانی که از شما برای دادن تا صداقت خود را پاداش
want to deprive you of your identity, destroy your entity می خواهم به شما محروم از هویت خود، از بین بردن نهاد خود
as human person, and having you dehumanized به عنوان انسان، و داشتن شما dehumanized
make you dependent on them for the rest of your life. شما را وابسته به آنها را برای بقیه عمر خود را.
 

تیریشه گیاه شناس ریشهریشه تیریشه بکارت تا ازدواج با پشتیبانی ازتیریشه گیاه شناس ریشه



Striving for excellence and success? تلاش برای تعالی و موفقیت؟ Join the real and virtual March of Virgins. تاریخ واقعی و مجازی مارس از باکره.
باکره جهانی تا زمان ازدواج نشست نقطه. طرح بازدید شما و تاریخ به همسر آینده خود را شروع هنگامی که می خواهید - شروع آن شما می خواهید - شروع با آنها شما می خواهید - پایان به همان باکره عروس و یا داماد مارس باکره
World Virgins until Marriage Meeting Point. باکره جهانی تا زمان ازدواج نشست نقطه. Plan your visit and date your future spouse . طرح بازدید شما و تاریخ به همسر آینده خود را.
START WHEN YOU WANT - START WHERE YOU WANT - START WITH WHOM YOU WANT - FINISH AS A VIRGIN BRIDE OR GROOM شروع هنگامی که می خواهید - شروع آن شما می خواهید - شروع با آنها شما می خواهید - پایان به همان باکره عروس و یا داماد
MARCH OF VIRGINS ماه مارس باکره


لذت بردن از شادی
click to enjoy joy کلیک کنید برای لذت بردن از شادی

بهداشت مدیریت ریسک و ارتباطات



dr Halat Online - online medical consultation and advice دکتر Halat آنلاین - مشاوره پزشکی آنلاین و مشاوره
Skype address: dr.halat.online آدرس اسکایپ: dr.halat.online
اسکایپ

Get the new Skype for Windows on your computer. دریافت اسکایپ جدید برای ویندوز بر روی کامپیوتر شما.
It's easy and it's free to download . این آسان و رایگان برای دانلود .

click below to call زیر کلیک کنید تماس بگیرید
وضعیت من
click above to call بالا کلیک کنید تماس بگیرید

dr Halat's charity contact and advice globally for free تماس با موسسه خیریه دکتر Halat و مشاوره در سطح جهان به صورت رایگان
dr Halat's global office WhatsApp and Telegram +48 799 196867 دفتر جهانی دکتر Halat را واتساپ و تلگراف +48 799 196867
via WiFi or mobile networks an از طریق WiFi یا شبکه های تلفن همراه

دفتر جهانی دکتر Halat را واتساپ +48 799 196867 از طریق WiFi یا شبکه های تلفن همراه اس ام اس رایگان، هیچ فایل اتهام انتقال مستقیم از تلفن همراه خود را، در سطح جهانی
free sms اس ام اس رایگان
no charge file transferring straight from your mobile or PC هیچ فایل اتهام انتقال مستقیم از تلفن همراه و یا کامپیوتر شما
- globally - - در سطح جهانی -

 

Health Risk Management & Communication Site Map بهداشت مدیریت ریسک و ارتباطات نقشه سایت
http://halat.com/healthriskmanagement.eu http://halat.com/healthriskmanagement.eu
Promiscuity بی قاعدگی

Genital mutilation ختنه

Sexually Transmitted Diseases Prevention مقاربتی پیشگیری از بیماری

Condom use استفاده از کاندوم

HPV Vaccination HPV واکسیناسیون

Medical Examination معاینه پزشکی
prior to Sexual Intercourse قبل از مقاربت جنسی

Psychoactive substance abuse سوء مصرف مواد روانگردان

Afro-European Sexually Transmitted Diseases Prevention Network آفریقایی و اروپایی بیماری های مقاربتی پیشگیری شبکه
   
The John Snow International Society for Common Sense in Public Health جان برف جامعه بین المللی برای عقل سلیم در بهداشت عمومی

dr Halat دکتر Halat


HIV/AIDS HIV / AIDS
 
HPV– genital, anal and oral warts تناسلی HPV-، مقعد و زگیل دهان
cervical, penile, anal, and oral cancer گردن رحم، آلت تناسلی، مقعد، و سرطان دهان
 
HSV - herpes HSV - هرپس
 
Hepatitis HAV, HBV, HCV هپاتیت HAV، HBV، HCV

Chlamydia کلامیدیا
 
Gonorrhoea گانوریا
 
Syphilis سیفلیس
 
Pubic lice شپش عانه

Scabies گال
 
Trichomonas تریکوموناس

Candida کاندیدا

Dr Halat's endless list of reasons to remain a virgin until marriage: فهرست بی پایان دکتر Halat از دلایل باقی می ماند باکره تا زمان ازدواج:

Reason # 1 علت # 1

Be yourself, know your rights خودتان باشید، می دانید حقوق خود را
and don't let God deniers transform you into a piece of flesh و اجازه ندهید که منکران خدا شما را تبدیل به یک تکه از گوشت

Reason # 2 علت # 2
Be safe, know the risks امن، دانستن خطرات
and don't invite deadly diseases to ruin your and your future family's life و بیماری های مرگبار دعوت نمی به تباهی زندگی خود و خانواده آینده شما

Reason # 3 علت # 3
Be reasonable, know what really works معقول باشد، می دانم که واقعا چه کار می کند

Reason # 4 علت # 4
Be self-confident, know your privileges اعتماد به نفس خود، می دانم امتیازات شما

Reason # 5 علت # 5
Be secure, know the mutual committed love of husband and wife امن باشید، می دانم عشق متعهد متقابل زن و شوهر

Reason # 6 علت # 6
Be smart, know the cunning foxes' arguments to outsmart them هوشمند باشید، می دانم استدلال روباه حیله گری "به آنها پیشدستی کردن

Reason # 7 علت # 7
Be assertive, know how to love yourself قاطعانه باشید، می دانید که چگونه به خودتان عشق
so you know what pleases and hurts بنابراین شما می دانید آنچه را خشنود و لطمه می زند

  Reason # 8 علت # 8
Be patient, know how to become top apple صبور باشید، می دانید که چگونه برای تبدیل شدن به اپل بالا

Reason # 9 علت # 9
Be steadfast, know how to be faithful ثابت قدم باشید، می دانم چگونه می شود وفادار
to your past, present and future own self به گذشته خود، حال و آینده خود خود

Reason # 10 علت # 10
Be distinct, مشخص باشد،   know the difference می دانم که تفاوت

Reason # 11 علت # 11
Be a winner, know better than losers یک برنده، بهتر از بازندگان دانم

Reason # 12 علت # 12
Be supported, know how to find a helping hand پشتیبانی می شود، می دانند که چگونه برای پیدا کردن یک دست کمک

Reason # 13 علت # 13
  
Be wise, know the essentials of a good life since knowledge is power حکیم نیست، می دانم ملزومات یک زندگی خوب از دانش قدرت است


Complementary Projects پروژه های تکمیلی

Acutherapy Acutherapy

halat hamam halat حمام

halat kudzu تیریشه halat

halat Scheherazade halat شهرزاد

Virgin-O-Logy ویرجین-O-سنگین

Hymen = Virgin Membrane پرده بکارت = ویرجین غشاء و فرآیندهای غشایی

Olive your C زیتون C خود را

Food Safety Online مواد غذایی ایمنی آنلاین

Water Institute موسسه آب

Silesian سیلسیا

The art of virginal charm هنر جذابیت باکره


World Virginity Capital بکارت جهانی سرمایه


Wroclaw Virgins are Us! از Wroclaw باکره ما هستند!


MARCH OF VIRGINS UP TO THE MOUNT SLEZA ماه مارس باکره تا MOUNT SLEZA


Ebola Virus Disease بیماری ویروس ابولا



HEALTH RISK MANAGEMENT مدیریت خطر سلامتی
& COMMUNICATION و ارتباطات

halat.com/healthriskmanagement.eu halat.com/healthriskmanagement.eu


real + virtual = symbiotic space واقعی + مجازی = فضای همزیستی
we are the people of the world ما مردم جهان هستند